خرید بک لینک
دوست داشتن را آن رفیق مجازے بمنآموخت او ڪہ نہ با رنگ صدایمآشناست نہ برق نگاهم ونہ گرمی دستانم..... بی هیچ چشمداشتی احوالم را میپرسدو بــہ انتظار ســلام دوبــاره اممینشیند تا خلوت ایــن دلزنگار گرفتہ را با کلماتپر محبتش بشکند اوهمان است ڪہ صدایش بادل خاموشمهم آهنگ است دوستش دارم بہ اندازهذره ذره تنهایم و نهایت احساسخشڪیده ام و او همان استڪه به دل ساده ام فهماندو دوست داشتن چقدرزیباست!!!! [ سه شنب

برچسب: دوست,مجازی, نویسنده: پندار محمدی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 22:07

دخترایل!یادگار زیبای سرزمین من!اگرچه دیگرصدای لالایی تو،در دل شبهای خشک وسرد صحرا نمی آید،اما هنوز صدای زمزمه های شبانه تو بامن است.اگرایل نیست،توهستی.هنوز می توانم همه ی اصالت های فراموش شده را لمس کنم چون توهستی،چون صدای نفس های تو درکنار من زمزمه های عاشقانه ی ایل سر می دهد.اگرچه دیگر پیر ایل ازعشق وجوانی اش برای جوانان سخن نمی راند،اما هنوز نوشته های من عشق تورا درلوح سفید به تفسیر نشسته است.

برچسب: چالش, نویسنده: پندار محمدی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 22:07

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند یاسم و باران که می بارد معطر می شوم در لباس آبی از من بیشتر دل می بری آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پای تو می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم میل - میل توست اما بی تو باور کن که من در هجوم باد های سرد پرپر می شوم [ چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ ] [ 15:37 ] [ تــیـ

برچسب: نویسنده: پندار محمدی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 22:07

قرار بود با سواد شویم !یک عمر صبح زود بیدار شدیم ..لباس فرم پوشیدیم ..صبحانه خورده و نخوردهخواب و بیدارخوشحال یا ناراحتبا ذوق یا به زورراه افتادیم به سمت مدرسه ..قرار بود با سواد شویم !روی نیمکت های چوبی نشستیمصدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیمبا زنگ تفریح نفس راحت کشیدیمو زنگ آخر که می خورد مثل یک پرنده که در قفسش باز می شوداز خوشحالی پرواز کردیم ..قرار بود با سواد ش

برچسب: سوادی,تیبا, نویسنده: پندار محمدی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 22:07

ما آدم ها استادِ قضاوت کردنِ دیگرانیم...جواب ندادنِ پیام را مغرور بودنشان تلقی میکنیمو زود جواب دادن ها را هم میگذاریم به پایِ بیکار بودن...به کسی که با همه گرم میگیرد انگِ بیش از حد آزاد بودن میزنیم،و کسی که حریمش را حفظ میکند متهم میکنیم به گوشه گیر بودن...کسی که تار مویش یا مچ دستش معلوم است را بی بند و بار میدانیمو با حجاب ها را خشکِ مذهب...به کسی که از خودش زیاد عکس میگذارد لقبِ خود شیفته می

برچسب: قضاوت,نکنیم, نویسنده: پندار محمدی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 22:07

صفحه بندی